خاقانی آن کسان که طریق تو می روند


زاغند و زاغ را روشن کبک آرزوست

بس طفل کارزوی ترازوی زر کند


نارنج از آن خرد که ترازو کندز پوست

گیرم که مارچوبه کند تن به شکل مار


کو زهر بهر دشمن و کو مهره بهر دوست